مرتضى راوندى

296

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مسجد جامع براى جمعيت كثير بغداد بهيچ‌وجه كافى نبود . به‌همين جهت ، در موقع اداى نماز جمعه ، گروه كثيرى از مؤمنين كه قادر به دخول در صحن مسجد نبودند ناگزير در بيرون مسجد اجتماع مىكردند . در قاهرهء قديم يا فسطاط نيز با تمام وسعت و اهميتى كه داشت بيش از دو مسجد جامع يعنى دو منبر نبود ؛ يكى جامع عمروعاص و ديگرى جامع احمد بن طولون و در آنجا نيز به علت تنگى جا شركت همهء مؤمنان به منظور نماز امكان نداشت . از آغاز قرن يازدهم ، اين روش و اصول غلط رو به فراموشى رفت و شمارهء مساجد جامع در شهرهاى بزرگ رو به فزونى نهاد ؛ چنان كه در مدتى كوتاه در قاهرهء قديم ده مسجد جامع جديد بنا كردند و بغداد نيز كه سالها به رعايت اين سنت پابند بود ، بتدريج بر تعداد مسجدهاى جامع افزود ، يعنى در آنجا نخست چهار مسجد جامع جديد و سپس 6 مسجد جامع ديگر بنا كردند و بالاخره در قرن دوازدهم ابن جبير ناظر يازده مسجد جامع در اين شهر بود . در مورد سكنهء بلاد اسلامى ، نويسندگان « مسالك الممالك » در قرون وسطى ، هيچ احصائيه و آمارى براى ما به يادگار نگذاشته‌اند ، بلكه آنان فقط با دقت فراوان به ذكر شمارهء مسجدها ، حمامها ، مدرسه‌ها ، دكانها و غيره قناعت كرده‌اند . مثلا ابن حوقل ( متوفى در 977 ) مىنويسد : در شهر « بلرمة » واقع در صقليه ( سيسيل ) 150 دكان قصابى وجود داشت . تنها با اين مقياس مىتوان سكنهء تقريبى شهر را حدس زد . از طرف ديگر خطيب بغدادى ( متوفى در 1071 ) مىگويد كه در بغداد 60 هزار حمام موجود بوده است كه با توجه به وسعت و اهميت سازمانهاى عمومى در اين شهر و با در نظر گرفتن اين مطلب كه استحمام و غسل يكى از فرايض مذهبى است ، و اين‌كه ثروتمندان هركدام حمامى اختصاصى سرخانه داشته‌اند ، رقمى كه خطيب بغدادى ذكر كرده است چندان اغراق‌آميز نيست . با مقايسهء بغداد با بلاد اسلامى كنونى ، مىتوان گفت كه در اين شهر در قرن يازدهم ، بيش از يك ميليون و نيم نفر سكونت داشته‌اند . البته در هيچ‌يك از سرشماريها و آمار قرون وسطايى زنان به حساب نيامده‌اند . در همين ايام 113 هزار خانهء مسكونى و سه هزار مسجد ، و نمازخانه در قرطبه وجود داشته است . در يمن‌خانه‌ها را از سنگ مىساختند و عمارتها داراى چندين طبقه بود ، و نظير آن عمارتها را هم‌اكنون در مكه و صنعاء نيز مىتوان يافت . در قاهرهء قديم نيز خانه‌ها را از سنگ مىساختند و عمارتها معمولا هفت ، هشت ، ده طبقه و گاهى بيشتر بود . در هريك از اين ساختمانهاى رفيع ، در حدود دويست نفر سكونت داشتند . از روزگار قديم ، سياحان مىگفتند كه قاهرهء قديم با عمارتهاى مرتفعى كه دارد از دور چون كوهى جلوه‌گرى مىكند . ظاهرا همين ارتفاع خانه‌ها و منازل موجب تاريكى معابر و گذرگاهها و دكاكين شده بود تا جايى كه ناگزير شب‌وروز چراغ روشن مىكردند . در خراسان ، مانند ماوراء النهر ، شهرهاى بورژوانشين اسلامى در اطراف قهندزها ( كهندژها ) باقىمانده از قديم گسترش يافته بود . شارستان و سپس يك « بانليو » ( ربض ، حومه ) پهناورى شارستانها را از بيرون فراگرفته بود . معمولا هر شهر داراى يك يا دو ديوار ضخيم و چهار دروازه و چهار محلهء مشخص بود ، كه هر محلى از محلهء ديگر بوسيلهء ديوارى جدا مىشد . از قرن دهم ، روش نوينى در شهرسازى آغاز شد ، به اين ترتيب كه يك شهر بزرگ را طبق